کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : ماری کارولین
تلفظ بین المللی :
/mˈɑri kˈɑruːlˌin/
تلفظ :
[m'ARi k'ARu:l,in]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
دوشس بزرگ ماری کارولین استوریاس
کارولین مارین
لیک مری او ریچلند کارولینای جنوبی
مار ماک کارولینای شمالی
مارز هیل کارولینای شمالی
مارس بلاف کارولینای جنوبی
ماریا کارولینای استوریاس
مری کارولینای شمالی
ماری
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
ماری کارولین. [ رُ ] ( اِخ ) ( 1752-1814م. ) دختر امپراتورفرانسوای اول بود و در وین متولد شد و پس از ازدواج با فردیناند چهارم ، ملکه ناپل گردید. ( از لاروس ).
فرهنگ فارسی
دختر امپراطور فرانسوی اول بود
کلمات مرتبط
دوشس بزرگ ماری کارولین استوریاس
کارولین مارین
لیک مری او ریچلند کارولینای جنوبی
مار ماک کارولینای شمالی
مارز هیل کارولینای شمالی
مارس بلاف کارولینای جنوبی
ماریا کارولینای استوریاس
مری کارولینای شمالی
ماری
نظرات