معانی کلمه : مارب
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
( مآرب ) نیازها، حاجت ها.
فرهنگ معین
( مآرب ) (مَ رِ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ مأربه .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
( اسم ) حاجت جمع : مارب .
موضعی نمک خیز در یمن
( م آرب ) نیازها حاجتها
موضعی نمک خیز در یمن
( م آرب ) نیازها حاجتها
دانشنامه عمومی
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] مآرب. ریشه کلمه:
ارب (۲ بار)
«مَآرِب» از مادّه «أَرَب» جمع «مأربه» به معنای حاجت، نیاز و مقصد است.
ارب (۲ بار)
«مَآرِب» از مادّه «أَرَب» جمع «مأربه» به معنای حاجت، نیاز و مقصد است.
wikialkb: مَآرِب
