Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مار

تلفظ بین المللی : /mˈɑr/ تلفظ :‌ [m'AR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش مازنیگویش اصفهانیگویش بختیاریمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • مأر
  • مار آبی
  • مار افعی
  • مار خوردن
  • مار دیده
  • مار زدن
  • مار زده
  • مار زدگی
  • مار زیتون
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش مازنیگویش اصفهانیگویش بختیاریمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

مار. [ مارر ] (ع ص ) گذرنده و در گذرنده . (ناظم الاطباء). رونده . (آنندراج ).

مار. (اِخ ) دهی از دهستان «برزاوند» شهرستان اردستان است که 168 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).

مار...

فرهنگ عمید

مادر#NAME?

رونده و گذرنده.

۱. (زیست‌شناسی) خزنده‌ای با بدن دراز، باریک، و پوشیده از پولک و بدون دست‌وپا که انواع مختلف سمّی و غیرسمّی دارد.۲. (نجوم) از صورت‌های فلکی در نیمکرۀ شمالی.⟨ مار خوردن: (مصدر لازم) [قدیمی، مجاز] رنج و سختی بردن؛ غصه خوردن: ◻︎ لعل روان ز جام زر نوش و غم فلک مخور / زاین فلک زمردین، بهر چه مار می‌خوری (سلمان ساوجی: لغت‌نامه: مار خوردن).⟨ مار زنگی: (زیست‌شناسی) نو...

فرهنگ معین

(رّ) [ ع . ] مرور کننده ، گذرنده .

[ سر. ] (اِ.) عنوانی است که در اول اسامی قدیسان آورند؛ مانند: ماربطرس . مار یعقوب .

(اِ.) جانوری است از راستة خزندگان با بدنی استوانه ای شکل و نرم که روی زمین می خزد و انواع مختلف دارد اعم از سمی یا غیرسمی . ؛ ~ ِ خوش خط و خال کنایه از: شخص حیله گر و نادرست .

[ سر. ] (اِ. ) عنوانی است که در اول اسامی قدیسان آورند، مانند: ماربطرس . مار یعقوب . ...

دانشنامه آزاد فارسی

مار (اخترشناسی). مار (اخترشناسی)(Serpens)مارمار(یا: حَیّه) صورت فلکی واقع در استوای آسمانی (← کرۀ آسمانی)، به شکل ماری که به دور بدن حوّا (مار افسای) پیچیده است. یگانه صورت فلکی است که به دو نیمه تقسیم می شود؛ سرِ مار در یک طرف حوا، و دُم مار در طرف دیگر قرار می گیرد. مهم ترین پدیدۀ این صورت فلکی سحابی عقاب است.wikijoo: مار_(اخترشناسی) مار (جانوران). مار (جانوران)(snake)مارمارخزندۀ زیرراستۀ مار...

فرهنگ فارسی

جانوری است ازراسته خزندگان، بدنش نرم واستوانهای، دارای ستون فقرات دراز
( اسم ) مرور کننده گذرنده : خط مار بر نقط. الف ...
تباه گردیدن زخم

دانشنامه عمومی

مادر

مادر - اصطلاح گیلکی

در لهجه ی دزفولی این کلمه مخفف شده ی مادر است همچنین به حیوان خزنده،مار،نیز گفته میشود.

بخش خانواده ها در این مقاله را ببینید.کفچه ماران - کبرا شامل شاه کبرا، مارهای براق، سر-مسی استرالیایی، دریاماران و مارهای مرجانی.گرزه ماران - گرزه ماران، مار زنگی، مارهای سر-مسی/دهان-پنبه ای (Agkistrodon contortrix/Agkistrodon piscivorus) و bushmaster هامار، جانوری خزن...

نقل قول

مار• «ازدواج یعنی با چشمان بسته، به امید گرفتن یک مارماهی، دست فروبردن در جوالی پر از مار.» -> آرتور شوپنهاور• «به مارماهی مانی، نه این تمام و نه آن// منافقی چه کنی؟ مار باش یا ماهی» -> کلیله و دمنه• «پرهیزم از آن عسل که با زهر آمیخت// بگریزم از آن مگس که بر مار نشست» -> تاریخ گیلان• «کشنده تر از نیش مار، بچه حق ناشناس است.» -> ویلیام شکسپیر• «و طفل شیرخواره بر سوراخ مار بازی خواهد کرد و طفل از شی...

گویش مازنی

مادر

/maar/ مادر

گویش اصفهانی

تکیه ای: mâr
طاری: mâr
طامه ای: mâr
طرقی: mâr
کشه ای: mâr
نطنزی: mâr

گویش بختیاری

مار.

مترادف و متضاد

مادر ≠ پدر

اژدر، اژدها، افعی، ثعبان، دیومار، حیه ≠ عقرب

۱. اژدر، اژدها، افعی، ثعبان، دیومار، حیه
۲. مادر ≠ عقرب
۳. پدر

worm (اسم)کرم، مارserpent (اسم)میهن فروش، ابلیس، مار، ماربزرگsnake (اسم)مار...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] مار (قرآن). مار نام حیوانی سمی است و در قرآن کریم در داستان عصای موسی (علیه السلام) از آن یاد شده است.۱- حیه: به معنای مار است. «قال القها یا موسی. فالقاها فاذا هی حیة تسعی؛ فرمود ای موسی آنرا (عصا) بیانداز آنرا انداخت در دم ماری شد که به تندی حرکت می کرد.»۲- ثعبان: به معنای اژدها است. این کلمه تنها دو بار در قرآن مجید در باره عصای موسی که به اژدها مبدل می گردید، آمده است. در اقرب الم...

واژه نامه بختیاریکا

زِمار آویدِن

کلمات مرتبط

  • مأر
  • مار آبی
  • مار افعی
  • مار خوردن
  • مار دیده
  • مار زدن
  • مار زده
  • مار زدگی
  • مار زیتون
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات