معانی کلمه : ماذون
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
اذن داده شده، مُجاز.
فرهنگ معین
( مأذون ) (مَ ) [ ع . ] (اِمف . ) ۱ - اجازه داده شده . ۲ - یکی از مراتب دعوت اسماعیلیان .
فرهنگ فارسی
اذن داده شده
۱- ( اسم ) اذن داده شده اجازت داده دستوری داده . ۲- ( اسماعیلیه ) یکی از مراتب دوحانی اسماعیلیه و آن پایین تر از داعی و بالاتر از مستجیب است جمع : ماذونین : از رسول و وحی و امام و حجت و داعی و ماذون و مستجیب ...
۱- ( اسم ) اذن داده شده اجازت داده دستوری داده . ۲- ( اسماعیلیه ) یکی از مراتب دوحانی اسماعیلیه و آن پایین تر از داعی و بالاتر از مستجیب است جمع : ماذونین : از رسول و وحی و امام و حجت و داعی و ماذون و مستجیب ...
مترادف و متضاد
مختار، مخیر
جایز، روا، مجاز، مشروع
۱. مختار، مخیر
۲. جایز، روا، مجاز، مشروع
