معانی کلمه : مادۀ نگه دارنده
فرهنگ فارسی
مادهای که فساد مواد خوراکی را به تأخیر اندازد متـ . نگهدارنده 2
فرهنگستان زبان و ادب
{preservative} [تغذیه] ماده ای که فساد مواد خوراکی را به تأخیر اندازد
متـ . نگه دارنده 2

مادهای که فساد مواد خوراکی را به تأخیر اندازد متـ . نگهدارنده 2