Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مادگی

تلفظ بین المللی : /mˈɑdeɡˌi/ تلفظ :‌ [m'Adeg,i]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • مادگی آوند
  • مادگی بَر
  • مادگی دار
  • مادگی واره
  • مادگی زبانه
  • مادگی اوند
  • مادگی بر
  • نر و مادگی
  • الت مادگی گل
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

مادگی. [ دَ / دِ ] ( حامص ) حالت ماده بودن. و تأنیث طبیعی. ( ناظم الاطباء ).ماده بودن. انوثیت. مقابل نری. ( فرهنگ فارسی معین ) : و بود که انبازی ایشان اندر جنس بود چنانکه نری و مادگی. ( دانشنامه از فرهنگ فارسی ایضاً ).مادگی خوش آیدت چادر بگیررستمی خوش آیدت خنجر بگیر.مولوی.و رجوع به ماده شود. || ( ص نسبی ) منسوب به ماده. || ( اِ ) عضو تولید مثلی جنس ماده. || اندام ماده گل. آلت تأنیث در گل. عضو تو...

فرهنگ عمید

۱. [مقابلِ نری] ماده بودن.
۲. (اسم ) (زیست شناسی ) اندام مادۀ گل که شامل تخمدان و تخمک هاست.
۳. (اسم ) سوراخ جلو لباس که دگمه در آن جا می گیرد، جادگمه.

فرهنگ معین

(دِ ) (اِ. ) ۱ - جای دکمه . ۲ - آن بخشی از گیاه که مادة گل را تشکیل می دهد. ۳ - عضو تولیدمثل در جنس ماده .

دانشنامه آزاد فارسی

مادِگی (gynoecium)
مادِگی
مجموعۀ اندام های مادۀ تولیدمثلی گل، متشکل از یک یا چند برچه. ممکن است آزاد یا متصل باشند.
wikijoo: مادگی

فرهنگ فارسی

بخش تولیدمثلی مادۀ یک گل شامل تخمدان و خامه و کلاله * مصوب فرهنگستان اول

( صفت ) ۱- منسوب به ماده . ۲- عضو تولید مثلی جنس ماده . ۳- اندام ماد. گل آلت تانیث در گل . توضیح عضو تولید مثلی ماد. گیاهان است که مولد تخمک و گامت میباشد . هر مادگی ممکنست از چند قسمت بوجود آمده باشد که هر قسمت را یک برچه گویند و هر بر چه برای خود یک قسمت تولید مثلی مستقلی است . در قاعد. هر برچه قسمتی برجسته و متورم بن...

دانشنامه عمومی

مادگی یا اندام مادهٔ گل از یک یا چند برچه بوجود می آید هر برچه ساختمانی همانند برگ دارد و می توان آن را یک برگ تغییر شکل یافته به شمار آورد.بافت خورش (بافت) که تمام یاخته های آن مریستمی هستند.اطراف خورش دو لایه بافت به شکل غلافی به طرف بالا رشد می کند و نوک خورش را دربرمی گیرد و فقط سوراخ کوچکی در انتها بازمی ماند که آنرا سفت می نامند. دو لایه بافت پیرامون خورش را پوسته درونی و پوسته بیرونی می نام...

مترادف و متضاد

ماده بودن، تانیث‌بودن، مونث بودن ≠ نرینگی

۱. ماده بودن، تانیثبودن، مونث بودن ≠ نرینگی
۲. اندام مادهگلوگیاه، عضوتولیدمثل گلوگیاه
۳. جادکمه، جاتکمه

buttonhole (اسم)مادگی، سوراخ دکمهboutonniere (اسم)مادگیpistil (اسم)مادگی، الت مادگی گل، گرزنfemale signs (اسم)مادگیvulva (اسم)مادگی، فرج...

فرهنگستان زبان و ادب

{pistil, gynoecium, pistillum} [زیست شناسی] بخش تولیدمثلی مادۀ یک گل شامل تخمدان و خامه و کلاله * مصوب فرهنگستان اول

کلمات مرتبط

  • مادگی آوند
  • مادگی بَر
  • مادگی دار
  • مادگی واره
  • مادگی زبانه
  • مادگی اوند
  • مادگی بر
  • نر و مادگی
  • الت مادگی گل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات