معانی کلمه : ماده تاریخ
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
بیت یا مصراعی که مجموع حروف آن به حساب ابجد مطابق با تاریخ واقعه ای باشد.
فرهنگ معین
( ~. ) (اِمر. ) مجموع حروف بیت یا مصراع یا عبارتی که به حساب ابجد تاریخ واقعه ای را نشان دهد.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
( اسم ) عبارت از آنست که مجموع حروف بیت یا مصراع یا عبارتی بحساب ابجد با تاریخ واقعه ای تطبیق کند مثلا: بهائ الحق والدین طاب مثواه امام سنت و شیخ جماعت ... بطاعت قرب ایزد می توان یافت قدم در نه گرت هست استطاعت . بدین دستور تاریخ وفاتش برون آر از حروف ( قرب طاعت ) . ( حافظ . ۲ - ۳۶۱ ) که معادل ۷۸۲ ه ق . است .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
chronogram (اسم)
ماده تاریخ، نشان دادن سنوات تاریخی
