Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مادر زا

تلفظ بین المللی : /mˈɑdar zˈɑ/ تلفظ :‌ [m'AdaR z'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مادر زاده
  • مادر زادی
  • کور مادر زاد
  • ماده سرطان زا
  • دُش زایی مادری
  • ماده زای
  • زاویه میل مدار
  • دش زایی مادری
  • خسروباشه ماده زاران
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مادرزا. [ دَ ] ( ن مف مرکب ) مخفف مادرزاد. رجوع به مادر زاد شود.

فرهنگ فارسی

۱- برادر یا خواهری که با شخصی از شکم یک مادر زاییده شده هم شکم . ۲- آنچه که بهنگام تولد با شخص همراه است : کوری مادر زاد خلق مادر زاد : و نابینای مادر زاد روشن گردانید .

کلمات مرتبط

  • مادر زاده
  • مادر زادی
  • کور مادر زاد
  • ماده سرطان زا
  • دُش زایی مادری
  • ماده زای
  • زاویه میل مدار
  • دش زایی مادری
  • خسروباشه ماده زاران
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات