Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ماخره

تلفظ بین المللی : /mˈɑxerˌeː/ تلفظ :‌ [m'AxeR,e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • پل ماخرهه
  • اورادا ـ ماره
  • اکل ماره
  • قره ماخر
  • بایا ماره
  • گالی مافره
  • مبخره
  • ماخر
  • مادره
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ماخرة. [ خ ِ رَ ] (ع ص ) کشتی که در رفتن بانگ کند. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). کشتیی که آب را بسینه ٔ خود بشکافد.(ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). کشتیی که در یک بادپیش آید و پس رود. ج ، مواخر. و رجوع به ماخر شود.

( ماخرة ) ماخرة. [ خ ِ رَ ] ( ع ص ) کشتی که در رفتن بانگ کند. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). کشتیی که آب را بسینه خود بشکافد.( ناظم الاطبا...

فرهنگ فارسی

کشتی که در رفتن بانگ کند

کلمات مرتبط

  • پل ماخرهه
  • اورادا ـ ماره
  • اکل ماره
  • قره ماخر
  • بایا ماره
  • گالی مافره
  • مبخره
  • ماخر
  • مادره
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات