Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ماتن

تلفظ بین المللی : /mˈɑtan/ تلفظ :‌ [m'Atan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • پایگاه هوایی ماتن السارا
  • ادرین ماتنت
  • ماتناداران
  • ماتناکاش
  • روغن مات کننده
  • شاه مات
  • شه مات
  • طیف ماتریس
  • ایوازا ماتابی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ماتن. [ ت ِ ] ( ع ص ) نویسنده متن. مقابل شارح و محشی. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). اسم فاعل و در اصطلاح مؤلفین : واضعالاصل. یقال «الشارح خطاء الماتن ». ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

نویسنده متن مقابل شارح و محشی

کلمات مرتبط

  • پایگاه هوایی ماتن السارا
  • ادرین ماتنت
  • ماتناداران
  • ماتناکاش
  • روغن مات کننده
  • شاه مات
  • شه مات
  • طیف ماتریس
  • ایوازا ماتابی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات