Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مابقی

تلفظ بین المللی : /mɑbˈaq1i/ تلفظ :‌ [mAb'aq1i]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • شرقی مآبی
  • علت مبقیه
  • مبقی
  • مابین
  • مارقین
  • ماقی
  • اصلاح فی مابین
  • انگلیسی مابی
  • سیارات صغار مابین مریخ و مشتری
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

مابقی. [ ب َ ] ( ع اِ مرکب ) مانده. بقیه. برجای مانده. تتمه. آنچه برجایست. باقیمانده. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) : گروهی رااز آن شیران جنگی بکشت و مابقی را داد زنهار.فرخی.والا رضی دولت و زیبا کمال دین کز آدم اوست گوهر و سنگند مابقی.مختاری.دگر مابقی را ز گنج و سپاه یله کرد و بگذشت از آن کوچگاه.نظامی....

فرهنگ عمید

آنچه باقی مانده، بقیه.

فرهنگ معین

(بَ ) [ ع . ] (اِ. ) بقیه ، باقی مانده .

فرهنگ فارسی

آنچه باقی مانده، بقیه
( فعل ) آنچه باقی ماند بقیه : نقاش روی خوب تو انصاف روی تو دادا آن چنانک حرفی نگداشت مابقی . ( احمد بن محمد . لباب الالباب )
مانده بقیه

مترادف و متضاد

بازمانده، باقیمانده، بقیه، پس‌مانده


کلمات مرتبط

  • شرقی مآبی
  • علت مبقیه
  • مبقی
  • مابین
  • مارقین
  • ماقی
  • اصلاح فی مابین
  • انگلیسی مابی
  • سیارات صغار مابین مریخ و مشتری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات