Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : لیوان

تلفظ بین المللی : /lˈivɑn/ تلفظ :‌ [l'ivAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضاد
  • لیوان لو
  • لیوان ازمایشگاه
  • لیوان دسته دار ابجو خوری
  • لیوان شراب
  • لیوان مشروب
  • لیوان چوبی
  • لیوان کوچک
  • لیوان شرقی
  • لیوان غربی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

لیوان . [ لی ] (اِخ ) موضعی به انزان مازندران . (سفرنامه ٔ رابینو بخش انگلیسی ص 66، 67 و 125).

لیوان . [ لی ] (اِ) از کلمه ٔ «لوان گودوش » یعنی گاودوش لوان (لوان اسم دهکده ای از آذربایجان که در آنجا سفال نیک پزند) گرفته شده است . گی...

فرهنگ عمید

ظرفی چینی، پلاستیکی، فلزی، اغلب استوانه ای که برای نوشیدن مایعات به کار می رود.

فرهنگ معین

[ معر. ] (اِ.) ایوان خیمة شاهی .

(اِ.) ظرف اغلب استوانه ای معمولاً بزرگتر از استکان یا فنجان برای نوشیدن مایعات .

(اِ. ) ظرف اغلب استوانه ای معمولاً بزرگتر از استکان یا فنجان برای نوشیدن مایعات .
[ معر. ] (اِ. ) ایوان خیمة شاهی .

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان انزان بخش بندر گز شهرستان گرگان ۹ کیلومتری جنوب باختر بندر گز . دشت معتدل و مرطوب ۲۲۲٠ سکنه . برنج غله پنبه و کنجد .آبخوری، ظرف بلورم صوص آب خوردن( اسم ) ۱- ایوان .۲- خیم. شاهی .دهی از دهستان انزان بخش بندر گز شهرستان گرگان ٠ واقع در ۹ هزار گزی باختری بندر گز و هزار و پانصد گزی شمال راه شوس. گرگان بمازندران ٠ دشت معتدل مرطوب و مالاریائی ٠ فارسی زبان ٠ آب از چشمه بلبل و چشمه های د...

دانشنامه عمومی

لیوان ظرفی است غالباً استوانه ای که بزرگتر از استکان یا فنجان است و برای نوشیدن مایعات به کار می رود. لیوان ممکن است شیشه ای، کاغذی، پلاستیکی یا از جنس دیگر باشد.استکانلیوان ها اشکال مختلف دارند و بیشتر به صورت چندین لیوان یک شکل با هم (دست، سِت) فروخته می شوند. لیوان آب معمولاً با لیوان چای تفاوت هایی دارد. شیارها و شکل های روی لیوان معمولاً برای لیز نخوردن از دست و گیرایی بهتر ایجاد می شوند. لیو...

گویش اصفهانی

تکیه ای: livân/kâsaɂowxori
طاری: livân
طامه ای: âbxori
طرقی: livân/owxori
کشه ای: livân
نطنزی: livân

مترادف و متضاد

خیمه

ایوان

پارچ، گیلاس

۱. پارچ، گیلاس
۲. خیمه
۳. ایوان

mug (اسم)پوزه، فنجان، ابخوری، دهان، لیوان، دهن کجی، عکس شخص محکومglass (اسم)جام، شیشه، گیلاس، ابگینه، لیوان، استکان، شیشه الات، ایینه، شیشه دوربین، شیشه ذره بین، الت شیشه ایtun (اسم)قدح، خمره، لیوان، لوله بخاری، بشکه بزرگ، بقدر یک بشکه، ادم یا چیز بشکه مانندtumbler (اسم)لیوان، بازیگر شیرین کار، معلق زن...

کلمات مرتبط

  • لیوان لو
  • لیوان ازمایشگاه
  • لیوان دسته دار ابجو خوری
  • لیوان شراب
  • لیوان مشروب
  • لیوان چوبی
  • لیوان کوچک
  • لیوان شرقی
  • لیوان غربی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات