معانی کلمه : لین
لغت نامه دهخدا
لین . (ع اِ) ج ِ لونة. || ج ِ لینة. (منتهی الارب ).
لین . [ ل َ ] (ع مص ) لیان . لینة. نرم گردیدن . (منتهی الارب ). نرم شدن . (تاج المصادر) (زوزنی ).
لین . (اِخ ) نام بزرگترین قریه ٔ واقع در کوره ٔ بین النهرین میان موصل و نصیبین . (از معجم البلدان ).
فرهنگ عمید
نرم.
نرم؛ ملایم.
نرم شدن؛ نرمی.
نرم شدن، نرمی.
نرم.
نرم، ملایم.
نرم.
نرم، ملایم.
فرهنگ معین
(لَ یِّ ) [ ع . ] (ص . ) نرم ، روان .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
نرم، ملایم، نقیض خشن، خوش خلق، نرمخوی
( اسم ) ۱- نرمی لینت مقابل خشونت زبری : بلی بیک حرکت از زمانه خرسندم که روزگار بسر میرود بشدت ولین . ( سعدی لغ. ) ۲- روانی شکم مقابل یبس . یا حروف لین . الف و واو و یائ ساکن ماقبل مفتوح مانند : عین و حول .
نام آوازی بیونانی که در مصر و فینیقیه و قبرس و غیره نیز خوانده میشده است .
( اسم ) ۱- نرمی لینت مقابل خشونت زبری : بلی بیک حرکت از زمانه خرسندم که روزگار بسر میرود بشدت ولین . ( سعدی لغ. ) ۲- روانی شکم مقابل یبس . یا حروف لین . الف و واو و یائ ساکن ماقبل مفتوح مانند : عین و حول .
نام آوازی بیونانی که در مصر و فینیقیه و قبرس و غیره نیز خوانده میشده است .
دانشنامه عمومی
لین (خواننده). لونا (به انگلیسی: Lyn)با نام اصلی لی سی-جون (به انگلیسی: Lee Se-jin)(زاده ۹ نوامبر ۱۹۸۱) خواننده کره ای است.
wiki: لین (خواننده)
گویش مازنی
۱از توابع ولوپی قائم شهر ۲از روستاهای آلاشت سوادکوه
/lin/ از توابع ولوپی قائم شهر - از روستاهای آلاشت سوادکوه
مترادف و متضاد
روان، نرم ≠ خشن، زبر
gentle (صفت)
مهربان، ارام، ملایم، لطیف، نجیب، بامروت، ظریف، با تربیت، اهسته، لین
soft (صفت)
مهربان، شیرین، نازک، ملایم، لطیف، ترد، نرم، گوارا، لین، متورق، نیم بند
