Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : لین

تلفظ بین المللی : /lˈin/ تلفظ :‌ [l'in]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • لَین
  • لین الجانب
  • لین الحدیث
  • لین الشکیر
  • لین العریکه
  • لین الفؤاد
  • لین سس تیان
  • لین پول
  • لین کستید
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

لین . (ع اِ) ج ِ لونة. || ج ِ لینة. (منتهی الارب ).

لین . [ ل َ ] (ع مص ) لیان . لینة. نرم گردیدن . (منتهی الارب ). نرم شدن . (تاج المصادر) (زوزنی ).

لین . (اِخ ) نام بزرگترین قریه ٔ واقع در کوره ٔ بین النهرین میان موصل و نصیبین . (از معجم البلدان ).

لین . (اِخ ) نام شهری ب...

فرهنگ عمید

نرم.

نرم؛ ملایم.

نرم ‌شدن؛ نرمی.

نرم شدن، نرمی.
نرم.
نرم، ملایم.

فرهنگ معین

(لَ یِّ ) [ ع . ] (ص . ) نرم ، روان .

دانشنامه آزاد فارسی

لین (Lynn)شهری صنعتی و دریابندری نزدیک خلیج ماساچوست در بخش اِسِکس در ایالت ماساچوست، واقع در ۱۵کیلومتری شمال شرقی شهر بوستون. جمعیتِ آن ۸۹,۱۰۰ نفر است (۲۰۰۰). لین تولیدکنندۀ توربین، مولدِ برق، موتور جت، کفش و پوشاک است. این شهر در ۱۶۲۹ با نام سوگاست به ثبت رسید و در ۱۶۳۷ به لین تغییر نام یافت و در ۱۸۵۰ جزو شهرهای بزرگ به ثبت رسید. کارخانۀ ذوب آهنِ این شهر در ۱۶۴۳ احداث شد، اما اقتصاد کهن آن بر کش...

فرهنگ فارسی

نرم، ملایم، نقیض خشن، خوش خلق، نرمخوی
( اسم ) ۱- نرمی لینت مقابل خشونت زبری : بلی بیک حرکت از زمانه خرسندم که روزگار بسر میرود بشدت ولین . ( سعدی لغ. ) ۲- روانی شکم مقابل یبس . یا حروف لین . الف و واو و یائ ساکن ماقبل مفتوح مانند : عین و حول .
نام آوازی بیونانی که در مصر و فینیقیه و قبرس و غیره نیز خوانده میشده است .

دانشنامه عمومی

لین (خواننده). لونا (به انگلیسی: Lyn)با نام اصلی لی سی-جون (به انگلیسی: Lee Se-jin)(زاده ۹ نوامبر ۱۹۸۱) خواننده کره ای است.
wiki: لین (خواننده)

گویش مازنی

۱از توابع ولوپی قائم شهر ۲از روستاهای آلاشت سوادکوه

/lin/ از توابع ولوپی قائم شهر - از روستاهای آلاشت سوادکوه

مترادف و متضاد

روان، نرم ≠ خشن، زبر

gentle (صفت)
مهربان، ارام، ملایم، لطیف، نجیب، بامروت، ظریف، با تربیت، اهسته، لین

soft (صفت)
مهربان، شیرین، نازک، ملایم، لطیف، ترد، نرم، گوارا، لین، متورق، نیم بند

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۵(بار)نرمی. راغب گوید: در اجسام بکار رود و در خُلق و معانی به طور استعاره. . در اثر رحمت خدا به آنها نرم و ملایم شدی . برای داود آهن را نرم کردیم. . در المیزان گوید: معنی سکون به تلین تضمین گردیده لذا با «اِلی» متعدی شده است یعنی: پوستهای آنانکه از خدایشان می‏ترسند میلرزد سپس پوستها و دلهایشان بیاد خدا آرام می‏گیرد، (قول خدا را قبول کرده و بدان دل می‏بندند). * . لینه د...

کلمات مرتبط

  • لَین
  • لین الجانب
  • لین الحدیث
  • لین الشکیر
  • لین العریکه
  • لین الفؤاد
  • لین سس تیان
  • لین پول
  • لین کستید
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات