معانی کلمه : لیله
لغت نامه دهخدا
لیلة. [ ل َ ل َ ] (اِخ ) شهری است به اندلس . جایی با نعمت بسیار و آبادانی و تجارت و هوای معتدل . (حدود العالم ).
فرهنگ عمید
شب، یک شب.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱- یک شب . ۲- شب . یا لیل. اسری .شب معراج پیغامبر .
شهری است به اندلس ٠ جایی با نعمت بسیار و آبادانی و تجارت و هوای معتدل ٠
شهری است به اندلس ٠ جایی با نعمت بسیار و آبادانی و تجارت و هوای معتدل ٠
دانشنامه عمومی
لیله (مسجدسلیمان)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان مسجدسلیمان در استان خوزستان ایران است.
این روستا در دهستان جهانگیری قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۶ نفر (۵خانوار) بوده است.
این روستا در دهستان جهانگیری قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۶ نفر (۵خانوار) بوده است.
wiki: لیله
گویش مازنی
۱ساقه ی گندم و جو و هر گیاه نورسته ۲لوله ۳قلمه
۱لوله ی آفتابه – لوله ۲نوزاد بعضی از حیوانات و پرندگان هم ...
/lile/ ساقه ی گندم و جو و هر گیاه نورسته - لوله ۳قلمه & لوله ی آفتابه – لوله - نوزاد بعضی از حیوانات و پرندگان هم چون کبک
گویش بختیاری
لوله.
دانشنامه اسلامی
واژه نامه بختیاریکا
( لیلِه ) لوله
از کوه های معروف بختیاری
از کوه های معروف بختیاری
