Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : لیفرجان

تلفظ بین المللی : /lifˈardʒɑn/ تلفظ :‌ [lif'aRdZAn]
لغت نامه دهخدادانشنامه عمومی
  • لارجان
  • لافرانسز
  • لسفیجان
  • لیسفران
  • لفمجان
  • لسفیجان خاجه
  • لیبرمان ماکس
  • لیوجان
  • لیویجان
لغت نامه دهخدادانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

لیفرجان. [ ف َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان بخش قیروکارزین شهرستان فیروزآباد، واقع در ده هزارگزی خاور قیر و ساحل باختری رودخانه قره آغاج. جلگه ، گرمسیر و مالاریائی. دارای 395 تن سکنه. آب آن از رودخانه قره آغاج. محصول آن غلات و برنج. شغل اهالی زراعت و باغبانی و راه آنجا مالرو است. این ده را نفرقون نیز گویند. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7 ).

دانشنامه عمومی

نام دهی در شهرستان قیروکارزین واقع در جنوب استان فارس که در ابتدا کیفرگون و بعضاً نفلگون هم می گفتند، چون، به قولی، در زمان های قدیم محلی برای کیفر دادن افراد مجرم بوده است.


کلمات مرتبط

  • لارجان
  • لافرانسز
  • لسفیجان
  • لیسفران
  • لفمجان
  • لسفیجان خاجه
  • لیبرمان ماکس
  • لیوجان
  • لیویجان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات