معانی کلمه : لیام
لغت نامه دهخدا
لیام. ( ع ص ، اِ ) ج ِ لئیم. فرومایگان. ناکسان. بخیلان. ( آنندراج ). و رجوع به لئام شود.
فرهنگ عمید
لئیم#NAME?
= لئیم
فرهنگ معین
(لِ ) [ ع . ] (ص . ) جِ لئیم ، فرومایگان .
فرهنگ فارسی
جمع لئیم
فرومایگان . تاکستان .
فرومایگان . تاکستان .
( صفت ) جمع لئیم فرومایگان : محال باشد گر مر کریم را بطمع ثنای یخردان و لئام باید کرد . ( ناصر خسرو .۱٠۸ )
دانشنامه عمومی
محافظ و حامی لیام نامی مشترک در سه زبان میباشد که در هر کدام معنی مشخصی دارد. لیام در زبان فارسی به معنی محافظ و حامی است و در زبان آلمانی به معنای اراده و خواستن آمده است. در برخی منابع از لیام به عنوان نام کوتاه و مختصر شدهٔ ویلیام در زبان انگلیسی اشاره شده است.
فرهنگ اسم ها
اسم: لیام (پسر) (فارسی) (تلفظ: liam) (فارسی: لیام) (انگلیسی: liam)
معنی: محافظ
معنی: محافظ
