معانی کلمه : لی
لغت نامه دهخدا
لی . (پسوند) مزید مؤخر امکنه : اسملی .
لی . (اِخ ) نام رودی به فرانسه و بلژیک .
لی . (ع حرف جر + ضمیر) (از: لَ + ی ) مرا. برای من .
لی . [ ل ُی ی ] (ع ص ، اِ) ج ِ الوی . (منتهی الارب ). رجوع به الوی شود.
فرهنگ فارسی
سلسله پادشاهی در کشور کره ( حک. ۱۸۹۷ - ۱۳۹۲ م . ) . این سلسله بسال ۱۸۹۷م . در نتیجه تصرف کره بدست ژامپون از بین رفت .
مرا
درختی است که در جنگلهای ایران یافت میشود و در نجاری بکار رود .
مرا
درختی است که در جنگلهای ایران یافت میشود و در نجاری بکار رود .
دانشنامه عمومی
از واحدهای اندازه گیری در کشور چین.
گویش مازنی
از غارهای اطراف رودخانه ی مهربان نکا و بهشهر
۱سوراخ – غار – حفره ۲لانه ی خارپشت و دیگر جانوران که در ...
/li/ از غارهای اطراف رودخانه ی مهربان نکا و بهشهر & سوراخ – غار – حفره - لانه ی خارپشت و دیگر جانوران که در عمق زمین حفر شود ۳گیاهی مردابی که برای پوشش بام به کار رود ۴خرده کاه و پوشال ته خرمن
دانشنامه اسلامی
واژه نامه بختیاریکا
( لَی ) روکش اسباب و اساس خانه
