کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه لگام-کردن | کلماتور
معانی کلمه : لگام کردن
تلفظ بین المللی :
/lˈeɡɑm kˈardan/
تلفظ :
[l'egAm k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
لام کردن
لجام کردن
لجام گسیخته کردن
ترش لگامی کردن
لگام
لگام انداختن
لگام دادن
لگام ریز
لگام لیسیدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
لگام کردن. [ ل ُ / ل ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اِلجام. دهانه کردن اسب را :
یکی پارسی بود هشیارنام
که بر چرخ کردی به دانش لگام.
فردوسی.
ز خوی نیک خرد در ره مروت و فضل
مر اسب تن را زین و لگام باید کرد.
ناصرخسرو.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) دهنه زدن ستور را .
کلمات مرتبط
لام کردن
لجام کردن
لجام گسیخته کردن
ترش لگامی کردن
لگام
لگام انداختن
لگام دادن
لگام ریز
لگام لیسیدن
نظرات