Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : لک شدن

تلفظ بین المللی : /lˈak ʃˈodan/ تلفظ :‌ [l'ak S'odan]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • لک لک شدن
  • لکیدن
  • لکشمن
  • ابوسهل لکشن
  • لک
  • لِک
  • لک 1
  • لک 2
  • لک افتادن
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

لک شدن. [ ل َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) لک شدن جامه ؛ رنگ نقطه ای از آن بگردیدن. بر اثر آلودگی به چیزی یا براثر ریزش شیئی مایع نقطه مخالف رنگ اصلی بر آن پیدا شدن. قطره مایع رنگین یا روغن بر آن افتادن و رنگ محل افتاده را تغییر دادن.

فرهنگ معین

( ~ . شُ دَ ) (مص ل . ) (عا. ) رنگ نقطه ای از پارچه یا جامه به سببی به رنگ دیگر درآمدن ، لکه دار شدن .

فرهنگ فارسی

( مصدر ) رنگ نقطه ای از پارچه و جامه بسببی برنگ دیگر در آمدن لکه دار شدن .

کلمات مرتبط

  • لک لک شدن
  • لکیدن
  • لکشمن
  • ابوسهل لکشن
  • لک
  • لِک
  • لک 1
  • لک 2
  • لک افتادن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات