Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : لوید

تلفظ بین المللی : /lˈavid/ تلفظ :‌ [l'avid]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • لوید جونز
  • لوید جورج دیوید
  • لوید هارولد
  • لوید ارسکین سندیفورد
  • لوید ارکانزاس
  • لوید اسپونر
  • لوید اوون
  • لوید ایستن
  • لوید ایلدبران
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

لوید. [ ل َ وی ] ( اِ ) دیگ.( غیاث ). دیگ سرگشاده. ( جهانگیری ). دیگ سنگین. مرجل.دیگ بزرگ مسین. دیگ و پاتیل بزرگ سرگشاده مسین. لویز. ( برهان ) : بیاورد ارزیز و رویین لویدبرافروخت آتش به روز سپید.فردوسی.چنان شد که دارنده هر بامدادبرفتی دوان از بر هفتوادلویدی کرنجش علف ساختی ببردی و کرم آن بپرداختی.فردوسی.و گویند آنجا سی لوید طعام بر نهاده بودند در وقتی که قحط بود و درویشان را طعام می دادند. ( تاریخ...

فرهنگ عمید

دیگ مسی بزرگ، پاتیل: دهانی فراخ و سیه چون لوید / کز او چشم بیننده گشتی سپید (نظامی۵: ۷۹۴ ).

فرهنگ معین

(لَ ) (اِ. ) دیگ مسی بزرگ .

فرهنگ فارسی

( اسم ) دیگ بزرگ سر گشاد. مسین : و آن دوزخ همچنان می جوشد که لوید جوشد .

کلمات مرتبط

  • لوید جونز
  • لوید جورج دیوید
  • لوید هارولد
  • لوید ارسکین سندیفورد
  • لوید ارکانزاس
  • لوید اسپونر
  • لوید اوون
  • لوید ایستن
  • لوید ایلدبران
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات