معانی کلمه : لوید
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
دیگ مسی بزرگ، پاتیل: دهانی فراخ و سیه چون لوید / کز او چشم بیننده گشتی سپید (نظامی۵: ۷۹۴ ).
فرهنگ معین
(لَ ) (اِ. ) دیگ مسی بزرگ .
فرهنگ فارسی
( اسم ) دیگ بزرگ سر گشاد. مسین : و آن دوزخ همچنان می جوشد که لوید جوشد .
