معانی کلمه : لوکه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. آرد گندم یا جو.
۲. آرد بریان کرده.
۳. پنبه ای که پنبه دانه را از آن جدا کرده باشند.
۲. آرد بریان کرده.
۳. پنبه ای که پنبه دانه را از آن جدا کرده باشند.
فرهنگ معین
( ~ .) (اصت .) آواز و نالة گربه و سگ .
( ~ .) (اِ.) پنبه که پنبه دانه را از آن جدا کرده باشند و هنوز حلاجی نشده باشد.
(کِ یا کَ) 1 - آرد (مطقاً). 2 - آردی که از گندم و نخود بریان شده به دست آید؛ آرد پست .
فرهنگ فارسی
( اسم ) آواز و نال. گربه وسگ .
دانشنامه عمومی
لوکه (به اسپانیایی: Luque) شهری در کشور پاراگوئه، استان مرکزی است که جمعیت آن در سرشماری سال ۲۰۰۸ میلادی ۱۷۶٬۴۳۳ نفر بوده است.
استان مرکزی
فهرست شهرهای پاراگوئه
لوکه در زبان کردی اسم دختر است به معنی پنبه
استان مرکزی
فهرست شهرهای پاراگوئه
لوکه در زبان کردی اسم دختر است به معنی پنبه
wiki: لوکه
گویش مازنی
وش سالم و بی تخم
/lookke/ وش سالم و بی تخم
گویش بختیاری
پنبهاى که تخم آن گرفته شده باشد.
واژه نامه بختیاریکا
( لوکه + ) پنبه پاک نشده
( لَوکِه ) سایبان
( لَوکِه ) سایبان
