Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : لوم

تلفظ بین المللی : /lˈuːm/ تلفظ :‌ [l'u:m]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • لؤم
  • لوم کردن
  • لوم بلغارستان
  • لوم و تاخووا
  • لوم ویرجینیای غربی
  • دوپویی دو لوم استانیسلاس
  • پقه لوم
  • لِکِ لوم
  • اولیویا لوم
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

لوم . [ ل ُوْ وَ ] (ع ص ، اِ) ج ِ لائم . (منتهی الارب ).

لوم . [ ل َ وَ ] (ع اِمص ) افزونی نکوهش . (منتهی الارب ).

لوم . (ع اِ) از اسماء عسل . (المزهر سیوطی ص 242).

لوم . [ ل َ ] (ع مص ) لومَة. ملام . ملامة. (منتهی الارب ). اِلامة. ...

فرهنگ عمید

۱. ناکس و فرومایه شدن.
۲. ناکسی.
۳. بخل، زفتی.
۱. ملامت کردن، سرزنش کردن.
۲. ملامت، نکوهش، سرزنش.

فرهنگ معین

(لُ ) [ ع . ] (مص م . ) نکوهش ، سرزنش .
(لُ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) فرومایه شدن . ۲ - (اِمص . ) فرومایگی ، پستی .

فرهنگ فارسی

چرک
ملامت کردن، سرزنش کردن، ملامت، نکوهش
۱- ( مصدر ) ناکس شدن فرومایه گردیدن . ۲- فرومایگی پستی : می بینم ک کارهای زمانه روی بادبار دارد اقوال پسندیده مدروس گشته و لوم ودنائت مستولی . یا لوم طبع . پست طبعی دنائت طبع : و تعودزبان بذکر فحشائ منکر دلیل رذالت اصل ولوم طبع و فرومایگی نفس گرفته اند .
ناکس شدن . ناکس و فرومایه گردیدن .

دانشنامه عمومی

لوم (به انگلیسی: Loam) نوعی خاک است که بخش عمده آن از ترکیب ماسه (اندازه دانه > ۶۳ µm)، لای (سیلت) (اندازه دانه > ۲ µm) و مقدار کمی رس (اندازه دانه < ۲ µm) پدید آمده باشد. بر پایه وزن، ترکیب کانی های ماسه، رس و لای در این نوع خاک به ترتیب حدود ۴۰، ۴۰ و ۲۰ درصد است. این نسبت ممکن است در موارد مختلف تغییر کرده و انواع مختلف خاک های لومی مانند لوم ماسه ای، لوم سیلتی، لوم رسی، لوم رسی ماسه ای، لوم رسی...

گویش مازنی

/loom/ چرک

مترادف و متضاد

سرزنش، سرکوفت، ملامت، نکوهش

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۱۴(بار)سرزنش.آن نوعا در مقابل چیزی است که به ملامت کننده ناگوار و به ملامت شده نامناسب باشد. مرا ملامت نکنید خود را ملامت کنید. تلاوم: ملامت کردن یکدیگر است . بعضی به بعضی روکردندو همدیگر را سرزنش می‏نموده‏اند. لَوْمَة: به معنی ملامت است . در راه خدا جهاد می‏کنند و از ملامت سرزنش کننده‏ای نمی‏ترسند. ملوم اسم مفعول است . مُلیم: به ضم میم اسم فاعل است به معنی ملامت کننده...

کلمات مرتبط

  • لؤم
  • لوم کردن
  • لوم بلغارستان
  • لوم و تاخووا
  • لوم ویرجینیای غربی
  • دوپویی دو لوم استانیسلاس
  • پقه لوم
  • لِکِ لوم
  • اولیویا لوم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات