معانی کلمه : لولا
لغت نامه دهخدا
لولا. [ ل َ / لُو ] (هندی ، اِ) به هندی سپستان است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ).
لولا. [ ل َ / لُو ] (اِ) غلیواج باشد و آن را خاد و زغن نیز گویند. (جهانگیری ).
فرهنگ عمید
پیچک.
ابزاری که با آن در را به چهارچوب وصل میکنند و در بهوسیلۀ آن باز و بسته میشود.
ابزاری که با آن در را به چهارچوب وصل می کنند و در به وسیلۀ آن باز و بسته می شود.
پیچک.
پیچک.
فرهنگ معین
(لُ) [ ع . ] (حر.) اگر نه .
(لُ) (اِ.) قطعه ای فلزی که در یا پنجره را به چهارچوبه وصل کند.
(لُ ) (اِ. ) قطعه ای فلزی که در یا پنجره را به چهارچوبه وصل کند.
(لُ ) [ ع . ] (حر. ) اگر نه .
(لُ ) [ ع . ] (حر. ) اگر نه .
فرهنگ فارسی
ابزاری که دررابا آن بچهارچوب وصل میکنند
( اسم ) سپستان .
اگرنه . و لو لا اینکه و اگر نه این که .
( اسم ) سپستان .
اگرنه . و لو لا اینکه و اگر نه این که .
دانشنامه عمومی
گویش بختیاری
پیچک.
مترادف و متضاد
زغن
سپستان
بند، مفصل
۱. بند، مفصل
۲. زغن
۳. سپستان
دانشنامه اسلامی
واژه نامه بختیاریکا
چُفت و رَزِه
