Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : لوشه

تلفظ بین المللی : /lˈuːʃeː/ تلفظ :‌ [l'u:Se:]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنی
  • لوشه پشت
  • لب و لوشه
  • لک و لوشه
  • خی لوشه
  • یه پریه لوشه
  • لوش لوشه هاکردن
  • هریته لوشه
  • باغ میری لوشه
  • تپه کجو عزیزاباد لوشه
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

لوشه . [ ل َ / لُو ش َ / ش ِ ] (اِ) لُنج . جحفلة. لویشه . لبیشه . لب حیوان و به طور مزاح لب انسان . لُنج . لَفج . لب ستبر. لَفچ .

لوشه. [ ش َ ]( اِخ ) لوجه. نام شهری ازشهرهای اندلس. شهری از اعمال غرناطه به اسپانیا. غرب بیره و پیش از قرطبه و میان آن دو بیست فرسنگ فاصله باشد....

فرهنگ معین

(لَ یا لُ ش ) (اِ. ) = لویشه . لبیشه : لب (حیوان و انسان )، لوچه .

فرهنگ فارسی

( اسم ) لب ( حیوان و انسان ) لوچه .
لبیشه . لب حیوان و به طور مزاح لب انسان .

دانشنامه عمومی

لوشه (به لاتین: Lewsze) یک روستا در لهستان است که در گمینا میخاوووو واقع شده است.
فهرست شهرهای لهستان
wiki: لوشه

گویش مازنی

لب و لوچه لب پایینی

/looshe/ لب و لوچه لب پایینی

کلمات مرتبط

  • لوشه پشت
  • لب و لوشه
  • لک و لوشه
  • خی لوشه
  • یه پریه لوشه
  • لوش لوشه هاکردن
  • هریته لوشه
  • باغ میری لوشه
  • تپه کجو عزیزاباد لوشه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات