معانی کلمه : لوشه
لغت نامه دهخدا
لوشه . [ ل َ / لُو ش َ / ش ِ ] (اِ) لُنج . جحفلة. لویشه . لبیشه . لب حیوان و به طور مزاح لب انسان . لُنج . لَفج . لب ستبر. لَفچ .
فرهنگ معین
(لَ یا لُ ش ) (اِ. ) = لویشه . لبیشه : لب (حیوان و انسان )، لوچه .
فرهنگ فارسی
( اسم ) لب ( حیوان و انسان ) لوچه .
لبیشه . لب حیوان و به طور مزاح لب انسان .
لبیشه . لب حیوان و به طور مزاح لب انسان .
دانشنامه عمومی
لوشه (به لاتین: Lewsze) یک روستا در لهستان است که در گمینا میخاوووو واقع شده است.
فهرست شهرهای لهستان
فهرست شهرهای لهستان
wiki: لوشه
گویش مازنی
لب و لوچه لب پایینی
/looshe/ لب و لوچه لب پایینی
