معانی کلمه : لورا
لغت نامه دهخدا
لورا. (اِخ ) نام محلی نزدیک شهرستانک به کوه البرز در شمال غربی تهران .
لورا. (اِ) پنیر تر را گویند. و آن را دَلَمه پنیر خوانند. (برهان ). رجوع به لور شود.
لورا. (اِخ ) (آب ...) نام آبی معدنی به دماوند. آبهای آن قلیائی است و دارای آهن و آمونیاک نیز هست .
فرهنگ فارسی
نام محلی است نزدیک شهرستانک و دامنه کوه البرز در شمال باختر تهران بین رودبار وارنگه و محال طالقان قریه آن شهرستانک است که در کنار رود کرج قرار گرفته است .
( اسم ) ۷ - لور .
نام رودی که قسمتی از آن در طرف جنوب دشت پیشین که دشتی پیشین که دشتی وسیع در زابلستان است می گذرد و این قسمت از رود مذکور نام همان دشت را دارد . و در بلوچستان به دریاچه آب ایستاد می ریزد .
( اسم ) ۷ - لور .
نام رودی که قسمتی از آن در طرف جنوب دشت پیشین که دشتی پیشین که دشتی وسیع در زابلستان است می گذرد و این قسمت از رود مذکور نام همان دشت را دارد . و در بلوچستان به دریاچه آب ایستاد می ریزد .
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
اسم: لورا (دختر) (یونانی) (کهکشانی) (تلفظ: lura) (فارسی: لورا) (انگلیسی: lura)
معنی: نام سازی است، چنگ، نام یکی از صورتهای فلکی شمالی
معنی: نام سازی است، چنگ، نام یکی از صورتهای فلکی شمالی
