معانی کلمه : لودی
لغت نامه دهخدا
لودی . (اِخ ) لیدیه . رجوع به لیدیه شود. (ایران باستان ج 1 ص 286).
فرهنگ عمید
۱. جوانمرد، باغیرت.
۲. رند.
۳. بی باک.
۲. رند.
۳. بی باک.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
سلسله پادشاهی که پس از هجوم امیر تیمور گورکان بهند در سال ۸٠۱ ه. روی کار آمد و با هجوم [ بابر ] در سال ۹۳٠ ه. از بین رفت . پادشاهان آن عبارتند از : [ بهلول لودی ] [ سکندر ثانی ] و [ ابراهیم ثانی ] .
لوطی، جوانمردوباغیرت، رند، بی باک
لیدیه
لوطی، جوانمردوباغیرت، رند، بی باک
لیدیه
