معانی کلمه : لهاک
لغت نامه دهخدا
لهاک .[ ل ُهَْ ها ] (اِ) علت و ماده ٔ هر چیزی . (برهان ).
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
برادر پیران ویسه و از سرداران افراسیاب بود . وی در جنگ دوازده رخ گریخت و گستهم او را تعاقب کرد و بقتل رسانید .
نام برادر پیران ویسه است که در جنگ دوازده رخ گریخت و گستهم او را تعاقب کرد و به قتل آورد .
نام برادر پیران ویسه است که در جنگ دوازده رخ گریخت و گستهم او را تعاقب کرد و به قتل آورد .
فرهنگ اسم ها
اسم: لهاک (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: lahhak) (فارسی: لَهاک) (انگلیسی: lahhak)
معنی: از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر ویسه برادر پیران و جزو سپاهیان افراسیاب تورانی
معنی: از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر ویسه برادر پیران و جزو سپاهیان افراسیاب تورانی
