معانی کلمه : له له زدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
(لَ لَ. زَ دَ ) [ ازع . ] (عا. ) ۱ - بر اثر تشنگی مفرط زبان را پیاپی و به سرعت از دهان بیرون آوردن . ۲ - بسیار تشنه بودن . ۳ - زبان بیرون آوردن سگ و نفس زدن وی با صدا و سرعت براثر تشنگی یا گرما. ۴ - ملتهب بودن از شدت گرما.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱- بر اثر تشنگی مفرط زبان را پیاپی و بسرعت از دهان بیرون آوردن ( چنانکه سگان کنند ) : دید چشمانش نیمه باز است و قوز کرده وله له میزند ... ۲- بسیار تشنه بودن .
از تشنگی زبان را پی در پی و سریع از دهان بر آوردن چنان که سگان . نفس پیاپی کشیدن با بیرون کردن زبان پیاپی .
از تشنگی زبان را پی در پی و سریع از دهان بر آوردن چنان که سگان . نفس پیاپی کشیدن با بیرون کردن زبان پیاپی .
