معانی کلمه : لنده دادن
لغت نامه دهخدا
لنده دادن. [ ل ُ دَ / دِدَ ] ( مص مرکب ) در تداول مردم شیراز، ژکیدن. لنده زدن. دندیدن. غر و غر کردن. و رجوع به لُندیدن شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) لندیدن غرغرکردن .
در تداول مردم شیراز ژکیدن غر و غر کردن .
در تداول مردم شیراز ژکیدن غر و غر کردن .
