Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : لمیس

تلفظ بین المللی : /lˈamis/ تلفظ :‌ [l'amis]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیفرهنگ اسم ها
  • ژان لیس
  • کاسه لیس
  • کون لیس
  • لانی لیس
  • لبیس
  • لدیس
  • لویس
  • لویس شیخو
  • لَتِ لمسی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیفرهنگ اسم ها

لغت نامه دهخدا

لمیس . [ ل َ ] (ع ص ) زن نرم و نازک پوست . (منتهی الارب ).

لمیس . [ ل َ ] (اِخ ) بنت علی بن حارث ، زن عمربن عبدالعزیز خلیفه ٔ اموی و مادر عبداﷲ و بکر و ام عمار. (سیرة عمربن عبدالعزیز ص 275).

لمیس . [ ل َ ] (اِخ ) از اعلام زنان است . (منتهی الارب ). رجوع به عقدالفرید ج 5 ص 1...

فرهنگ فارسی

بنت علی بن حارث زن عمر بن عبد العزیز خلیفه اموی و مادر عبد الله و بکر و ام عمار .

فرهنگ اسم ها

اسم: لمیس (دختر) (عربی) (تلفظ: lamis) (فارسی: لمیس) (انگلیسی: lamis)
معنی: زنی با پوست نازک و لطیف

کلمات مرتبط

  • ژان لیس
  • کاسه لیس
  • کون لیس
  • لانی لیس
  • لبیس
  • لدیس
  • لویس
  • لویس شیخو
  • لَتِ لمسی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات