Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : لمیدن

تلفظ بین المللی : /lamˈidan/ تلفظ :‌ [lam'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • لمیدنی
  • لبیدن
  • بطری لیدن
  • لسیدن
  • لیدن
  • لمیده
  • لمیدگی
  • لمیدگی 1
  • لمیدگی 2
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

لمیدن. [ ل َ دَ ] ( مص ) یکبری بر بالش یا مخده تکیه کردن برای تمدّد اعصاب. لم دادن. والمیدن. واکشیدن. آرمیدن. به یک جانب بدن به راحت دراز کشیدن. نیمه دراز بر جای نرمی تکیه کردن. و رجوع به لم دادن شود.

فرهنگ عمید

۱. لم دادن، تکیه دادن.
۲. پشت دادن به بالش و دراز کشیدن.

فرهنگ معین

(لَ دَ ) (مص ل . ) بر بالش یا مخده یا صندلی راحتی و غیره برای تمدد اعصاب و استراحت تکیه دادن ، لم دادن .

فرهنگ فارسی

لم دادن، تکیه دادن، پشت دادن، درازکشیدن
( مصدر ) لم دادن : رفت از ایران تازمانی والمد در هتلها یکه و تنها لمد . ( بهار ۲۳۵ : ۲ )

مترادف و متضاد

loll (فعل)اویختن، لم دادن، لمیدن، بیرون افتادنlounge (فعل)لم دادن، لمیدنrecline (فعل)خم شدن، تکیه کردن، لمیدن، برپشت خم شدن یا خوابیدن...

کلمات مرتبط

  • لمیدنی
  • لبیدن
  • بطری لیدن
  • لسیدن
  • لیدن
  • لمیده
  • لمیدگی
  • لمیدگی 1
  • لمیدگی 2
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات