لمک . [ ل َ ] (ع اِ) سرمه یا نوعی از آن . لَماک . || (مص ) نرم کردن خمیر. (منتهی الارب ).
لمک. [ ل َ م َ ] ( اِخ ) نام پدر نوح پیامبر. لامک. و رجوع به لامک شود. لمکان. ( برهان ) : باد امرش چو امر روح ملک باد عمرش چو عمر نوح و لمک.سنائی.ادریس و جم مهندس ، موسی و خضر بنّاروح ملک مزوق نوح لمک دروگر.خاقانی.در قاموس مقدس آمده که لمک به معنی قوی است و دو نفر بدی...
دانشنامه آزاد فارسی
لَمِک (Lamech)(یا: لامک؛ لامخ) در عهد عتیق (پیدایش ۴: ۱۸ـ۲۶)، نسل پنجم قابیل/قایین و پدر یابال و یوبال و توبال قایین از دو زنش با نام های ایدا و ظِلَّۀ. لمک همچنین نام یکی از اعقاب شیث پسر سوم آدم است (پیدایش ۵: ۲۵ـ۳۱). او پسر مِتوشالح و پدر نوح است و گفته می شود که ۷۷۷ سال عمر کرد.wikijoo: لمک...
فرهنگ فارسی
نسل طبقه پنجمین از اولاد قاین ( قابیل ) وی دو زن بحباله نکاح خود در آورد یکی را [ عاده ] نام بود و دیگری را [ صله ] و [ یابال ]- که پدر چادرنشینانان و شبانان بود از وی بوجود آمد و پس از او [ توبال ] - که پدر نوازندگان عود و بربط بود - تولید شد . لامک را اول کسی دانسته اند که شعر گفته و شعرش هم اکنون مکتوب است ( سفر پیدایش ۲۴ -۱۹ : ۴ ) ( قاموس کتاب مقدس ) در روایات اسلامی لامک (لامخ ) را پسر متوشلخ...
دانشنامه عمومی
لِمِک یا لَمِک یا لامِک (عبری:לֶמֶך به معنی نیرومند)، پسر مَتْوشَلَخ و نسل پنجم از شیث است. او دو زن به نام های عاده (به معنی سپیده) و سلاه (به معنی سایه) و چهار فرزند پسر به نام های یوبال (نوازنده بربط و نی)، توبال (سازنده آلات مسی و آهنی)، یابال (خیمه نشین رمه دار) و نوح (سرخوشی) داشت. بر اساس کتاب پیدایش عهد عتیق هنگام تولد نوح، لمک به فرزندانش گفت که لعنتی که آدم بر این جهان آورده با این پسرم ...
گویش مازنی
حشره ای که آفت چوب است و آن را سوراخ سوراخ کند
/lamak/ حشره ای که آفت چوب است و آن را سوراخ سوراخ کند