معانی کلمه : لمغان
لغت نامه دهخدا
لمغان . [ ل َ ] (اِخ ) (رود...) نام رودی که از حدود لمغان و دینور (ظ: دپنور) از کوه بگشاید و بر حد بنیهار (بنیها) بگذرد از سوی جنوب و بر حدود مولیان بگذرد... در دریای عظیم افتد. (حدودالعالم ص 27).
فرهنگ فارسی
شهریست در هند [ هیوئن تسنگ ] زایر چینی که بسال ۶۳٠ م . از افغانستان عبور کرده آنرا با بعضی ایالات دیگر نام برده و گوید مردمش تحت سلطنت پادشاهان [ کپیسه ] ( کابل ) بوده اند . در عهد محمود غزنوی و جانشینان وی جزو متصرفات غزنویان محسوب میشده .
نام رودی که از حدود لمغان و دینور از کوه بگشاید و بر حد بنیهار بگذرد از سوی جنوب و بر حدود مولیان بگذرد .
نام رودی که از حدود لمغان و دینور از کوه بگشاید و بر حد بنیهار بگذرد از سوی جنوب و بر حدود مولیان بگذرد .
