Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : لمظ

تلفظ بین المللی : /lˈamz/ تلفظ :‌ [l'amz]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • لمظه
  • ذات لظی
  • سرعت لحظه ای
  • شتاب لحظه ای
  • سیم لحظۀ انفجار
  • کان لم یکن
  • لحظ
  • لحظات
  • لحظه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

لمظ. [ ل ُ م ُ ] (ع اِ) ج ِ لمظة. (مهذب الاسماء).

لمظ. [ ل َ م َ ](ع اِ) لُمظة. سپیدی لب زیرین اسب . (منتهی الارب ).

لمظ. [ ل َ ] (ع مص ) زبان گرد دهن برآوردن . (زوزنی ). زبان را گرد دهان برآوردن بعد از خوردن طعام جهت فراگرفتن لُماظة. || لب لیسیدن . || فراگرفتن مزه ٔ طعام را. || چشیدن . || حق کسی را دادن . (منتهی ا...

فرهنگ فارسی

سپیدی لب زیرین اسب

کلمات مرتبط

  • لمظه
  • ذات لظی
  • سرعت لحظه ای
  • شتاب لحظه ای
  • سیم لحظۀ انفجار
  • کان لم یکن
  • لحظ
  • لحظات
  • لحظه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات