معانی کلمه : لمبر
لغت نامه دهخدا
لمبر. [ ل ُ ب َ ] (اِ) لُنْبَر. در تداول عوام ، قسمت زیر سرین ازپشت . گوشت سرین . گوشت پشت ران آدمی خاصه فربه آن .
فرهنگ معین
( ~ .) (عا.) سرین ، کفل .
(لُ بَ) (اِ.) = لنبر: 1 - (عا.) تکان ، لرزش . 2 - فشاری که از حمل زاید بر قوت حامل پدید آید (بنا).
(لُ بَ ) (اِ. ) = لنبر: ۱ - (عا. ) تکان ، لرزش . ۲ - فشاری که از حمل زاید بر قوت حامل پدید آید (بنا ).
( ~ . ) (عا. ) سرین ، کفل .
( ~ . ) (عا. ) سرین ، کفل .
فرهنگ فارسی
( اسم ) قسمت زیر سرین از پشت گوشت سرین گوشت پشت ران .
دهی جزئ دهستان مشکین خاوری مرکزی شهرستان مشکین شهر .
دهی جزئ دهستان مشکین خاوری مرکزی شهرستان مشکین شهر .
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
قبا یا پیراهن
۱پایین – پایین هر چیزی ۲ران،نشیمن گاه
/lember/ پایین – پایین هر چیزی - ران، نشیمن گاه & قبا یا پیراهن
/lamber/ پلیکان – مرغ سقااین نام به خاطر زائده ی پوستی زیر منقار حیوان بر آن نهاده شدلمبر در زبان تبری به معنی چین دامن و پیراهن است و شباهت این زائده به لمبر پیراهن موجب این نامگذاری شده است
/lamber/ پلیکان – مرغ سقااین نام به خاطر زائده ی پوستی زیر منقار حیوان بر آن نهاده شدلمبر در زبان تبری به معنی چین دامن و پیراهن است و شباهت این زائده به لمبر پیراهن موجب این نامگذاری شده است
مترادف و متضاد
تکان، لرزش
نوسان، ارتعاش
۱. تکان، لرزش
۲. نوسان، ارتعاش
