Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : لقمه لقمه

تلفظ بین المللی : /lˈoq1meː lˈoq1meː/ تلفظ :‌ [l'oq1me: l'oq1me:]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • لقمه لقمه شدن
  • سنگ لقمه
  • لقمه
  • لقمه الای
  • لقمه الصباح
  • لقمه بخشی
  • لقمه جو
  • لقمه ربا
  • لقمه زدن
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

لقمه لقمه. [ ل ُ م َ / م ِ ل ُ م َ / م ِ ] ( ق مرکب ) اندک اندک : گدائی بود که همه عمر لقمه لقمه اندوخته و رقعه بر رقعه دوخته. ( گلستان ). معاینه بدیدم که پاره پاره به هم میدوخت و لقمه لقمه می اندوخت. ( گلستان ). || ( ص مرکب ) پاره پاره : لباسش لقمه لقمه است ؛ از پارگی جای سالم ندارد.

فرهنگ معین

( ~ . ~ . ) [ ع . ] (ق مر. ) ۱ - کم کم ، اندک اندک . ۲ - پاره پاره .

فرهنگ فارسی

۱- کم کم اندک اندک : گدایی بود که هم. عمر لقمه لقمه اندوخته و رقعه بر رقعه دوخته . ۲- پاره پاره : لباسش لقمه لقمه است از پارگی جای سالم ندارد .

کلمات مرتبط

  • لقمه لقمه شدن
  • سنگ لقمه
  • لقمه
  • لقمه الای
  • لقمه الصباح
  • لقمه بخشی
  • لقمه جو
  • لقمه ربا
  • لقمه زدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات