Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : لغو

تلفظ بین المللی : /lˈaq1v/ تلفظ :‌ [l'aq1v]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب
  • لغو به خواست مسافر
  • لغو دورۀ درمان
  • لغو شدن
  • لغو همۀ خدمات مکمل ثبت شده
  • لغو پیش بینی
  • لغو کردن
  • لغو گفتن
  • لغو سازی
  • لغو شدگی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

لغو. [ ل ُغ ْوْ ] (ع اِ) نوعی زبان و سخن قومی . (غیاث ) (آنندراج ).

لغو. [ ل َغ ْوْ ] (ع مص ) سخن گفتن . || ناامید گردیدن . || تر کردن اشکنه را از چربش . || بانگ کردن سگ . || لغی ّ. لاغیة. ملغاة. بیهوده گفتن . (منتهی الارب ). نافرجام گفتن . (زوزنی ) (تاج المصادر). || خطا کردن در سخن . (منتهی الارب ). || لغا الشی ٔ؛ بطّل . (دزی )....

فرهنگ عمید

۱. باطل کردن.
۲. (صفت ) باطل، بی فایده.
۳. (اسم ) سخن بیهوده.

فرهنگ معین

(لَ غْ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - سخن بیهوده و باطل . ۲ - آنچه که به حساب و شمار نیاید.

فرهنگ فارسی

به ‌هم خوردن هرگونه قرارداد یا قرار ازپیش‌تعیین‌شده

سخن بیهوده، باطل، هرچیزبی فایده، معصیت، خطا۱- ( مصدر ) بیهوده گفتن .۲- خطاکردن در سخن . ۳- ( اسم ) بیهوده گویی . ۴- ( صفت ) امرباطل بیهوده : مسعود بملاهی و لهو و لغو و تماشا وطرب مشغول بود . ۵- ( اسم ) سخن باطل و بیهوده . ۶- آن چیزیست که آدمی را از یاد وذکر خدا غافل سازد . ۷- قسمی از ظرف است که آنرا ملغی نامند . ۸- قسمی از سوگند است .نوع زب...

دانشنامه عمومی

در فرهنگ اسلامی، لَغو به سخن بیهوده و باطل گفته می شود که مومنان از آن منع شده اند. در لغت، لغو به صدای پرندگان گفته می شود که بدون فکر از دهان آن ها خارج می شود؛ به همین دلیل سخنی بی فایده و بیهوده که براساس تفکر نباشد را لغو می گویند.مصباح یزدی، محمدتقی (۱۳۸۵). «اخلاق و عرفان اسلامی». معرفت (۱۰۷): ۴–۹. دریافت شده در ۲۰۱۴-۱۲-۲۱.قرآن بهشت را خالی از لغو توصیف می کند:لَا یَسْمَعُونَ فِیهَا لَغْوًا ...

مترادف و متضاد

ابطال، الغا، باطل، بی‌فایده، بیهوده، بیهوده‌گویی، پوچ، عاطل، فسخ، مزخرف، مزخرف، ملغا، مهمل، نقض، واهی، یاوه

waiver (اسم)چشم پوشی، لغو، ابطال، صرفنظرabolition (اسم)لغو، محو، فسخ، برانداختگی، الغا مجازاتcancellation (اسم)لغو، فسخ، الغاء، ابطال، حذفrepeal (اسم)لغو، فسخ، الغاء، بازگردانیrevocation (اسم)لغو، فسخ، باطل سازی، برگردانی، الغا...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] از جمله رذایل اخلاقی که در قرآن کریم بدان پرداخته شده است سخن یا عمل «لغو» است.«لغو» در لغت به چیزی اطلاق می شود که مورد اعتنا نبوده و از آن نفعی حاصل نگردد و در اصطلاح قرآنی به کلام، عمل یا فکر بیهوده و باطلی که موجب غفلت انسان از یاد خدا باشد، اطلاق می شود. واژگانِ هزل، لهو و عبث، نیز به معنی کلام و کار بی اهمیت، بدون قصد و بی حاصل است؛ و از این جهت با واژه «لغو» هم معنا می باشند. لغو...

فرهنگستان زبان و ادب

{cancellation, canc., can.} [گردشگری و جهانگردی] به هم خوردن هرگونه قرارداد یا قرار ازپیش تعیین شده

کلمات مرتبط

  • لغو به خواست مسافر
  • لغو دورۀ درمان
  • لغو شدن
  • لغو همۀ خدمات مکمل ثبت شده
  • لغو پیش بینی
  • لغو کردن
  • لغو گفتن
  • لغو سازی
  • لغو شدگی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات