Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : لغزاننده

تلفظ بین المللی : /lˌaq1zɑnˈande/ تلفظ :‌ [l,aq1zAn'ande]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • دستگاه لغزاننده
  • لرزاننده
  • تکان دهنده ها و لرزاننده ها
  • دسته لرزاننده
  • لرزاننده چربی
  • زینچۀ لغزنده
  • طاس لغزنده
  • فرو لغزانیدن
  • لغزاندن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

لغزاننده. [ ل َ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف ) لخشاننده.

فرهنگ فارسی

( اسم ) آنکه کسی یا چیزی را بلغزاند . لغزانی .لغزان بودن ملاست لیزی .
لخشاننده

کلمات مرتبط

  • دستگاه لغزاننده
  • لرزاننده
  • تکان دهنده ها و لرزاننده ها
  • دسته لرزاننده
  • لرزاننده چربی
  • زینچۀ لغزنده
  • طاس لغزنده
  • فرو لغزانیدن
  • لغزاندن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات