Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : لعین

تلفظ بین المللی : /laʔˈin/ تلفظ :‌ [la?'in]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • لعینه
  • ان لاین
  • الحافظ لدین الله
  • طعن و لعن
  • علیه اللعنه
  • بارت لاینل
  • لایضر و لاینفع
  • لاین
  • لاینحل
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

لعین . [ ل َ ] (اِخ ) منقری ابواکیدر منازل بن زمعة. شاعری است . (منتهی الارب ). رجوع به ابواکیدر شود. این دو بیت او راست درباره ٔ آل اُهتم :و کیف تسامون الکرام و انتم دوارج حبریون فدع ُ القوائم بنو ملصق من وُلد حذلم لم یکن ظلوماً و لا مستنکراً للمظالم .(البیان و التبیین ج 3 ص 194)....

فرهنگ عمید

لعنت شده، نفرین شده، ملعون.

فرهنگ معین

(لَ ) [ ع . ] (ص . ) نفرین شده ، ملعون .

فرهنگ فارسی

ملعون، لعنت کرده شده، رانده شده، نفرین کرده شده
( صفت ) رانده نفرین کرده رجیم : غازیان جهاد آیین نسبت با بی دینان لعین بر قرار معهود تاز مقتضای فرمود. واغلظ علیهم هیچ دقیقه ای نامرعی نمی گذاشتند .
منقری ابواکیدر منازل بن زمعه . شاعریست .

مترادف و متضاد

رانده، رجیم، گجسته، لعنتی، مطرود، ملعون


کلمات مرتبط

  • لعینه
  • ان لاین
  • الحافظ لدین الله
  • طعن و لعن
  • علیه اللعنه
  • بارت لاینل
  • لایضر و لاینفع
  • لاین
  • لاینحل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات