Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : لعل بست

تلفظ بین المللی : /lˈaʔl bˈast/ تلفظ :‌ [l'a?l b'ast]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • لعلستان
  • لعل
  • لعل اباد
  • لعل ابدار
  • لعل بدخشان
  • لعل بدخشی
  • لعل خفتان
  • لعل دار
  • لعل درفشان
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

لعل بست.[ ل َ ب َ ] ( ن مف مرکب ) لعل بسته. لعل دار :
به دریا رسد در فشاند ز دست
کند گرده کوه را لعل بست.
نظامی.

فرهنگ فارسی

آنچه که بر آن لعل سوار کرده باشند مرصع به لعل : بدریا رسد درفشاند ز دست کند گرد. کوه را لعل بست . ( نظامی لغ. )

کلمات مرتبط

  • لعلستان
  • لعل
  • لعل اباد
  • لعل ابدار
  • لعل بدخشان
  • لعل بدخشی
  • لعل خفتان
  • لعل دار
  • لعل درفشان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات