لطیف . [ ل َ ] (اِخ ) یعقوب شکیب . او راست : الدّرر النظیم فی فن التنویم . (معجم المطبوعات ج 2).
(تلفظ: latif) (عربی) نرم و خوشایند ، ظریف و زیبا ؛ ملایم و خوش آهنگ ؛ (به مجاز) چابک و ماهر در نواختن؛ حساس ؛ از نامها و صفات خدا ؛ (در قدیم) خوشگوار ؛ (در قدیم) (به مجاز) معشوقِ ظریف و زیبا ؛ سنجیده و دقیق و بدیع ؛ نکته سنج ؛ (در حالت قیدی) (درقدیم) (به مجاز) با ظرافت و مهارت .
شیرین، نغز
ترد، شکننده
ریز، ریزه، سبک
ظریف، نازک ≠ زمخت، ضخیم، کلفت
زیبا، گلاندام، گلپیکر، نازکاندام، نازکبدن، نازکتن
۱. ظریف، نازک
۲. ترد، شکننده
۳. زیبا، گلاندام، گلپیکر، نازکاندام، نازکبدن، نازکتن
۴. شیرین، نغز
۵. ریز، ریزه، سبک ≠ زمخت، ضخیم، کلفت