کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : لصوص
تلفظ بین المللی :
/lˈosuːs/
تلفظ :
[l'osu:s]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
عمیر اللصوص
قره عمیر اللصوص
قصر اللصوص
لصوصه
لصوصیه
لاوصول
لوص
لصاص
لصوز
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
لصوص .
[ ل ُ ] (ع مص )لصوصة. لصوصیة. لصص . لصاص . دزدیدن . (منتهی الارب ).
لصوص . [ ل ُ ] (ع ص ، اِ) ج ِ لص . (منتهی الارب ).- اشعاراللصوص ؛ اشعار دزدان شاعر عرب چون شنفری و غیره .- قصراللصوص ؛ بقایای قصری به کنگاور. رجوع به مدخل قصراللصوص شود....
فرهنگ عمید
دزدان.
فرهنگ فارسی
لصوصه . دزدیدن
کلمات مرتبط
عمیر اللصوص
قره عمیر اللصوص
قصر اللصوص
لصوصه
لصوصیه
لاوصول
لوص
لصاص
لصوز
نظرات