Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ لشکرجای

تلفظ بین المللی : /lˌaʃakradʒˈɑje/ تلفظ :‌ [l,aSakRadZ'Aje]
لغت نامه دهخدا
  • علی لشکری
  • لشکراباد
  • لشکرانگیز
  • لشکرانگیزی
  • لشکردار
  • لشکرنویس
  • لشکرنویس باشی
  • لشکرکشی
  • لشکرگاه
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

لشکرجای . [ ل َ ک َ ] (اِ مرکب ) جای سپاه . اردوگاه . لشکرگاه . سربازخانه . معسکر. جای سپاهی در درون یا بیرون شهر در حال سلم : بوصالح منصوربن اسحاق ... چون به سیستان آمد مردمان را بسیار نیکویی گفت . وعده ها نیکو کرد و آن را وفا نکرد وبه لشکرجای قرار نکرد... محمدبن هرمز... مردی جلد بود اندر مظالم شد و گفت به سیستان رسم نیست که مال زیادت خواهند و لشکری به لشکرجای باشد که مردمان را زنان و دختران باشد...

کلمات مرتبط

  • علی لشکری
  • لشکراباد
  • لشکرانگیز
  • لشکرانگیزی
  • لشکردار
  • لشکرنویس
  • لشکرنویس باشی
  • لشکرکشی
  • لشکرگاه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات