Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : لشکر کردن

تلفظ بین المللی : /lˈaʃkar kˈardan/ تلفظ :‌ [l'aSkaR k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • لشکری کردن
  • لشکر
  • لشکر ارایی
  • لشکر افروز
  • لشکر انگیختن
  • لشکر جا ی
  • لشکر خیز
  • لشکر شکستن
  • لشکر شکنی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

لشکر کردن. [ ل َ ک َ ک َدَ ] ( مص مرکب ) تجنید. سپاه گرد آوردن :
دگر چه چاره کنم باز عشق لشکر کرد
به تیغ قهر دل خسته را مسخر کرد.
مجد همگر.

فرهنگ فارسی

لشکر گرد آوردن تجنید : دگر چه چاره کنم باز عشق لشکر کرد بتیغ قهر دل خسته را مسخر کرد . ( مجد همگر لغ. )

کلمات مرتبط

  • لشکری کردن
  • لشکر
  • لشکر ارایی
  • لشکر افروز
  • لشکر انگیختن
  • لشکر جا ی
  • لشکر خیز
  • لشکر شکستن
  • لشکر شکنی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات