لشنی . [ ل َ ش َ / ل َ ش ِ / ل َ ] (حامص ) لغزندگی . ملاست . نسوئی : التزلج ؛ بلخشیدن پای از لشنی . الزلج ؛ خزیدن پای از نسوئی یعنی از لشنی . (مجمل اللغة).
لشنی . [ ل َ ش َ ](اِخ ) طایفه ای از طوایف قشقائی . (از جغرافیای سیاسی کیهان ص 81). برخی از آنها در دهات خضرک و مرودشت...
دانشنامه آزاد فارسی
لَشنیطایفۀ لر، از طوایف قدیمی فارس، ساکن آبادۀ تشک، خفرک و مرودشت. این طایفه مرکب از دو دستۀ بزرگ به نام های خفرکی و آبادۀ تشکی براساس تخمین های دورۀ قاجاریه، جمعیت این طایفه در اواخر آن عصر بالغ بر ۱۵۰۰ خانوار بود. گروهی از لشنی ها در قرن ۱۳ق/۱۹م در شهر قم سکونت داشتند و از طایفۀ زندیه به شمار می آمدند. به نوشتۀ افضل الملک کرمانی، لشنی های قم به دلیل مرگ بسیاری از مردانشان، در نیمۀ دوم قرن ۱۳ق، ط...
فرهنگ فارسی
طایفه ایست از طوایف قشقایی . ۱- نرمی و لغزندگی املسی . ۲- بی نقشی سادگی .۳- همواری مسطحی . طایفه از طوایف قشقائی