Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : لشت

تلفظ بین المللی : /lˈaʃt/ تلفظ :‌ [l'aSt]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنیواژه نامه بختیاریکا
  • لَشت
  • لشت نشا
  • لشت بزئن
  • لشت دار
  • لَشتِ پَشت
  • بی لشت لاغوم
  • حروم لشت
  • عرق لشت
  • نوده لشت نشاء
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

لشت . [ ل َ ] (اِ) پنجه ٔ عروس و آن نوعی از خرماست . (در جیرفت ).

لشت . [ ل ُ ] (ص ) قوی و استوار. (از مجعولات شعوری ) و ظاهراً مصحف لست باشد.

لشت. [ ل َ ] ( اِ ) پنجه عروس و آن نوعی از خرماست. ( در جیرفت ).لشت. [ ل ُ ] ( ص ) قوی و استوار. ( از مجعولات شعوری ) و ظاهراً مصحف لست باشد....

فرهنگ فارسی

قوی و استوار

گویش مازنی

دربی که از شاخه های نازک درخت ساخته شده باشد

۱طنابی از ساقه ی مو برای کشیدن چوب یا حیوان مرده ۲قلاده ی ...

/leesht/ دربی که از شاخه های نازک درخت ساخته شده باشد & طنابی از ساقه ی مو برای کشیدن چوب یا حیوان مرده - قلاده ی گردن سگ که از سرشاخه ی درخت ساخته شود ۳خیس عرق

واژه نامه بختیاریکا

( لُشت (لش) ) لنگر

کلمات مرتبط

  • لَشت
  • لشت نشا
  • لشت بزئن
  • لشت دار
  • لَشتِ پَشت
  • بی لشت لاغوم
  • حروم لشت
  • عرق لشت
  • نوده لشت نشاء
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات