Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : لش کش

تلفظ بین المللی : /lˈaʃ kˈeʃ/ تلفظ :‌ [l'aS k'eS]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • لش کشی
  • لش
  • لش بازی
  • لش خوار
  • لش خور
  • لش مرده
  • لش مرزمخ
  • لش و لوش
  • لش بزوئن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

لش کش. [ ل َ ک َ / ک ِ ] ( اِ مرکب ) ارابه و جز آن که با آن لش گوسفند به دکانهای قصابی برند. || ( نف مرکب ) کشنده لش گوسفند به دوش ودر لش کش نهنده یا از آن برگیرنده و به دکان برنده.

فرهنگ عمید

۱. وسیله ای که با آن لاشۀ گاووگوسفند را به قصابی می برند.
۲. آن که لاشۀ گاووگوسفند را به قصابی می برد.
۳. وسیله ای که در آن جسد مرده را حمل کنند.

فرهنگ معین

(لَ کِ یا کَ ) (ص فا. ) = لش کشنده : ۱ - ارابه و جز آن که با آن لش گوسفند را به دکان های قصابی برند. ۲ - مردی که لش گوسفند را به دوش در لش کش نهد یا از آن برگیرد و به دکان قصابی برد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- ارابه و جز آن که با آن لش گوسفند را بدکانهای قصابی برند . ۲- مردی که لش گوسفند را به دوش درلش کش نهد یا از آن برگیردو بدکان قصابی برد .

کلمات مرتبط

  • لش کشی
  • لش
  • لش بازی
  • لش خوار
  • لش خور
  • لش مرده
  • لش مرزمخ
  • لش و لوش
  • لش بزوئن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات