کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : لریس
تلفظ بین المللی :
/lˈaris/
تلفظ :
[l'aRis]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
لریس کارولینای جنوبی
جوزف فان لریس
زمین لرزه 1932 لریسوس
زمین لرزه لریسوس
فرودگاه لریسا نشنل
ژان لیس
سرخ دم لری
کاسه لیس
کون لیس
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
لریس. [ ل ُ ] ( اِخ ) کرسی بخش در «لوآره » از ولایت منتارژی به فرانسه. دارای راه آهن و 1907 تن سکنه.
فرهنگ فارسی
کرسی بخش از ولایت منتارژی . به فرانسه دارای راه آهن .
کلمات مرتبط
لریس کارولینای جنوبی
جوزف فان لریس
زمین لرزه 1932 لریسوس
زمین لرزه لریسوس
فرودگاه لریسا نشنل
ژان لیس
سرخ دم لری
کاسه لیس
کون لیس
نظرات