معانی کلمه : لذا
لغت نامه دهخدا
لذا. [ ل ِ ] ( ع ق مرکب ) ( از «ل » به معنی برای + «ذا» به معنی این ) برای این. ازین روی. ازینرو. بدینجهت. بدین سبب.
فرهنگ عمید
برای این، بنابراین.
فرهنگ معین
(لِ ) [ ع . ] (ق مر. ) بدین جهت ، از این رو.
فرهنگ فارسی
برای این، بنابراین
برای این ازین رو بدین جهت توضیح کلمه لذابمعنی ( برای این ) میباشد و مورد استعمال آن بیان علت است . کلمه ( لذا چون ) که گاهی مشاهده میشود صحیح نیست . نظیرش ( نظیر چه که ) جمع میان چون و لذا است که در نامه های ادارای مخصوصا خیلی متدوال میباشد و غلط است .
برای این از این روی
برای این ازین رو بدین جهت توضیح کلمه لذابمعنی ( برای این ) میباشد و مورد استعمال آن بیان علت است . کلمه ( لذا چون ) که گاهی مشاهده میشود صحیح نیست . نظیرش ( نظیر چه که ) جمع میان چون و لذا است که در نامه های ادارای مخصوصا خیلی متدوال میباشد و غلط است .
برای این از این روی
مترادف و متضاد
بنابراین، پس
فرهنگ فارسی ساره
بنابراین، پس
