Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : لد

تلفظ بین المللی : /lˈad/ تلفظ :‌ [l'ad]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیگویش مازنی
  • لد بزئن
  • لد بکشین
  • لد هدائن
  • لد و لتینیده
  • لد الن
  • لد زپلین
  • لد زپلین 2
  • لد زپلین 3
  • لد زپلین 4
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

لد. [ ل َدد ] (ع اِ) جوال . (منتهی الارب ).

لد. [ ل ِ ] (اِخ ) ناحیتی به بلژیک در «فلاندر - اُر» دارای شش هزار و هفتصد تن سکنه .

لد. [ ل ُدد ] (اِخ ) دهی است به فلسطین . گویند که عیسی علیه السلام دجال را بر در آن ده خواهد کشت . (منتهی الارب ). شهری به فلسطین بناکرده ٔ سلیمان بن عبدالملک . (نخبةالدهر دمشقی ص 201)....

فرهنگ عمید

لدود، دشمن سخت.

فرهنگ فارسی

( صفت و اسم ) جمع الد مردم سخت خصومت که بحق میل نکنند : جملگی آوازها بگرفته شد رحم آمد بر سر آن قوم لد . ( مثنوی لغ. )
ناحیتی به بلژیک

گویش مازنی

هم زن پره دار

/lad/ هم زن پره دار

کلمات مرتبط

  • لد بزئن
  • لد بکشین
  • لد هدائن
  • لد و لتینیده
  • لد الن
  • لد زپلین
  • لد زپلین 2
  • لد زپلین 3
  • لد زپلین 4
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات